تبلیغات با پر و بال شكسته كی توان پرواز كرد
بی طلوع صبح نتوان زندگی آغاز كرد
گوش شنوائی نشد پیدا برای راز عشق
حرف دل را جز به تو كی می توان ابراز كرد
فكر عمر كوته ما عاشقان را هم كن
ادامه مطلب
رزومندی که شد دیوانه و زارت منم
مثل هر شب مشت می کوبد به دیوارت منم
آنکه می خواهد تو را هر لحظه مانند نفس
دل به مهرت بسته و گشته گرفتارت منم
آنکه با یک عشق ناب و دلنشین می خواهدت
... آنکه مشتاقانه می آید به دیدارت منم
آنکه لبخندت برایش باغهای عاطفه است
آنکه جان میگیرد از چشمان تبدارت منم
آنکه او را سخت میخواهی و حاشا میکنی
آنکه میرنجانی اش با قهر و آزارت منم
ای که همچون شاه بیت یک غزل شورافکنی
آنکه میخواهد کند هر لحظه تکرارت منم
ای بلور نازک پر خاطره از جنس نور
آنکه بیش از جان شیرین شد نگهدارت منم
ای کویر خشک و آتشناک و عشق افروز من
آنکه میخواهد کند از عشق سرشارت منم
دوست دارم دوست دارم
دوست دارم دوست دارم
قد تموم آدما
قد تموم عاشقا
دل بردی و پنهون شدی
دل بردی و پنهون شدی
از من چرا ای بی وفا
از من چرا از من چرا
عاشق شدم عاشق شدم
عاشق شدم عاشق شدم
کاش
میشد زندگی همیشه با هم بودن بود
در کنار هم ، با هم ، میساختیم رویای شیرینی که همیشه در سر داشتیم
تو میگفتی از آرزوهایت ، من مینشستم به پای حرفهایت
حس همیشگی من ، همان احساس قلبی تو است
لحظه های ناب من در اعماق قلب مهربان تو است ...
ترفند بسیار جالب برای بالا بردن رتبه شما در گوگل
فقط کافیست متن زیر
را در وبلاگ یا سایت خود کپی کنید بقیه ی کار رو خود موتور انجام میده!!

عشق یعنی با غم الفت داشتن سوختن با درد نسبت داشتن عشق دریک جمله یعنی انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق یعنی مستی و دیوانگی عشق یعنی در جهان بیگانگی عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشمان تر
ادامه مطلب




در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای میسازیم
که در ان همواره اول صبح
به زبانی ساده مهر تدریس کنند
و بگویند خدا خالق زیبا یی
وسراینده عشق
افریننده ماست
مهربا نیست که ما را به
نکویی
دانایی
زیبایی
وبه خود می خواند
جنتی دارد نزدیک زیبا و بزرگ
دوزخی دارد -به گمانم-
کوچک وبعید
در پی سودائی ست که ببخشد ما را
و بفهماندمان
ترس ما بیرون از دایره رحمت اوست
در مجالی که برایم باقیست
باز همراه شما مدرسه ای میسازیم
ادامه مطلب